تفاوت هدیه مکافاة و مصانعه:

همانگونه که از تعاریف مذکور در قبل استنباط می شود، ماهّیت اصلی آنها با یکدیگر فرق دارد؛ زیرا در نوع اوّل هدف اصلی، استحکام پیوندها و روابط خانوادگی و ایجاد مهر و محبّت در بین اعضای خانواده است، در صورتی که درنوع دوم، هدف از هدیه دادن صرفاً سوء استفاده از مقام و مسئولیت و زیرپا گذاشتن قانون است.

در نوع اوّل هدیه تنها اختصاص به یک یا دو فرد و یا حداکثر یک یا دو خانواده دارد؛ زیرا ناظر به روابط خانوادگی است: در صورتی که در نوع دوّم با تمام حیثیت جامعه که قانون است روبرو می شود. زیرا تمام حیثیت و اعتبار هر جامعه ای به قانون او بستگی دارد. و مخدوش کردن آن و خیانت به آن خیانت به تک‏تک افراد جامعه است.

فرق دیگر این دو نوع هدیه، در این است که در نوع اوّل، هدیه با عنوان شخصیت و هویت اصلی، به فرد داده می شود و هیچگونه پست مقام منصب درآن دخالت ندارد؛ در صورتی که ماهّیت اصلی هدیه دوم به گونه ای است که تنها با عنوان مقام و مسؤلیت طرف، به او واگذار می شود.

بعبارت دیگر، هدیه برای منصب شخص داده می شود، نه برای شخص او و هر هدیه ای که برای منصب و مقام دولتی و با همین عنوان داده شود در نوع دوم قرار می­گیرد و در شرع مقدس اسلام نیز نوع اوّل تشویق و ترغیب شده در حالی که از نوع دوم نهی گردیده است.[1]

 

ج) هدیه برای خدا:

سومین هدیه­ای که می­توان از آن ذکر نمود، هدیه برای خداست که از هر جهت با اقسام دیگر متفاوت است. از مصادیق بارز این نوع، قربانی است که روز عید قربان در مراسم حج برای خدا قربانی می‏شود و از عباداتی محسوب می­شود که قصد قربت در آن شرط است.

“قربانی کردن از عبادات است و واجب است در آن نیت و قصد قربت”

با این بیان اگر هدیه و قربانی، بدون قصد قربت انجام شود مجزی نخواهد بود.

این نوع هدیه کاملاً با انواع دیگر آن فرق دارد، زیرا صرفاً یک عمل عبادی است که از واجبات حج بشمار می­رود و حاجیان با قربانی کردن شتر یا گاو و گوسفند که سنبلی از ایثار و فداکاری و از
جان گذشتگی است، انقیاد و بندگی خود را به پروردگار خویش ابراز می کنند[2].

بنابراین وجه مشخصه هدیه و ارتشاء در این است که ارتشاء برای حصول امر خارجی و عینی صورت             می گیرد، ولی هدیه برای حصول امری درونی که محبت و دوستی است.

فرق دیگر ارتشاء و هدیه ضمان آنهاست که همه علما در مورد ارتشاء قائل به ضمان شده­اند و استدلال می­کنند که چون ارتشاء عملی غیر شرعی است، در نتیجه موجب تملیک نمی گردد و مال رشوه در ملکیت رشوه گیرنده قرار نمی­گیرد. و در این صورت است اگر در دست او تلف شود و از بین برود، ضامن است.

شهید ثانی می­فرماید: اگر هدف از پرداخت چیزی رسیدن به پاسخ علمی باشد هدیه است، اما اگر برای رسیدن به قضاوت یا عمل کارمند باشد رشوه است.

محقق حلّی می فرماید: قدر ثابت همین است که رشوه حرام است و هدیه جایز.[3]

بنابراین در خاتمه باید یادآور شد که بعضی از اقسام هدایا، همان رشوه اند، زیرا اگر هدیه­ای به قصد ایصال به حکم حاکمی به او داده شود چه تفاوتی می تواند با رشوه جز در اسمشان داشته باشد و یا بعضی از اقسام هدیه با کمی دقت در حکم رشوه اند، مثلاً اگر کسی برای اینکه قاضی به نفع او حکم کند و یا اگر بعداً دعوائی ایجاد شد، طرف او را در نظر بگیرد، به او هدیه بدهد تا در قلبش مهر و محبت ایجاد کند، آنگاه مودت و دوستی منجر به طرفداری از هدیه دهنده و یا حکم کردن به نفع او بشود. باتفاق همه علماء در حکم رشوه و حرام است.

با اندکی تأمل می توان دریافت که در ارتشاء دریافت کننده مال می بایستی کارمند دولت باشد، ولی دریافت کننده هدیه ضرورتی ندارد که کارمند باشد.

 

1- دادوئی دریکنده، حمیدرضا، پیشین، ص 198.

[2]– دادوئی دریکنده، حمیدرضا، پیشین، ص 200.

1- یزدی، ابوالقاسم، ترجمه فارسی شرایع الاسلام، جلد چهارم، انتشارات دانشگاه تهران، 1368، ص 1659.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تطبیقی بزه ارتشاء در حقوق ایران و عراق