انحلال شرکتها تجاری ومقایسه آن با ادغام وتجزیه

الف: معنا ومفهوم انحلال

انسانها حق سلب شخصیت ازخویش راندارند، اما اعطای چنین اهلیتی به شخصیت فرضی شرکت تجاری، نه تنها مانعی مواجه نیست بلکه مفید نیز هست. ازاین رو قانونگذاران اهلیت شرکتهای تجاری را درمقایسه بااشخاص حقیقی توسعه داده و ازانحلال ارادی شرکتهای تجاری که مقدمه مرگ آن است سخن گفته اند.[1]

شرکتهای تجاری وازجمله شرکت سهامی، همانند هرشخص حقوقی دیگر به دلایل مختلف به پایان عمر وفعالیت خود می رسند. پایان حیات شخصیت حقوقی بامفهوم انحلال همزاد است. انحلال ازمعنای گسترده تری ازآنچه قانونگذار برشمرده برخوردار است، به نحوی که بطلان شرکت که شیوه ای خاص برای ختم فعالیت تجاری به شمار می رود رانیز باید درهمین مفهوم مدنظر قرار داد هرچند در لایحه اصلاحی1347 بطلان شرکت از موارد انحلال به شمار نیامده است.[2]

انحلال شرکت به منزله پایان عمرآنست ولازمه پایان عمر شرکت این است که دارایی جمعی ازحالت مشاع بیرون آورده شود ومیان آنان تقسیم شود. قانونگذار تصفیه اموال شرکت را پس ازانحلال پیش بینی نموده است. همانطورکه تشکیل ناشی از اراده شرکاست انحلال آن نیزبا اراده شرکا میسر است.[3]

موارد انحلال شرکت گاه در قانون پیش بینی شده است در این صورت انحلال قانونی است و گاهی شرکت به دستور دادگاه منحل می شود در این صورت انحلال قضایی است.

درماده199لایحه اصلاحی1347شرکتهای سهامی درموارد زیرمنحل می شود:

1- وقتی شرکت موضوعی که برای آن تشکیل شده است را انجام داده یا انجام آن غیرممکن شود.

2- درصورتی که شرکت برای مدت معین تشکیل گردیده وآن مدت منتفی شده باشد، مگر اینکه مدت قبل ازانقضاء تمدید شود.

3- در صورت ورشکستگی

4- درهرموقع که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام به هرعلتی رای به انحلال شرکت دهد.

5- در صورت حکم قطعی دادگاه.

درموردبند1 این ماده باید گفت قبل ازحصول وقایع مندرج درهمین بند مجمع عمومی فوق العاده شرکت می تواند با تغییر موضع شرکت ازانحلال آن جلوگیری کند ولی پس ازحصول وقایع یاد شده این امرامکان پذیر نیست.[4] با انجام یافتن موضوع شرکت انحلال آن واجب می شود ولی تحقق انحلال متوقف بر تصمیم مجمع عمومی فوق العاده بر انحلال می باشد.[5] ناممکن شدن موضوع شرکت وقتی ازجهات انحلال شرکت است که بعد از تشکیل شرکت حادث شود درغیر اینصورت ازجهات بطلان شرکت است.[6]

قبلا” نوشتیم که انحلال قضایی به مواردی گفته می شود که دادگاه حکم به انحلال شرکت می دهد. موارد انحلال قضایی شرکت سهامی درماده201 لایحه فوق الذکر به شرح زیرشمرده شده است .

1- راکد ماندن شرکت درصورتی که تایکسال پس از به ثبت رسیدن شرکت هیچ اقدامی جهت انجام موضوع شرکت صورت نگرفته باشد ونیزدرصورتی که فعالیت های شرکت درمدت بیش ازیکسال متوقف شده باشد، شرکت باید منحل شود یا تحریک پیدا نماید.

2- درصورتی که مجمع عمومی سالانه برای رسیدگی به حسابهای هریک از سالهای مالی تا ده ما ازتاریخی که اساسنامه معین کرده است تشکیل نشده باشد.

3- در صورتی که سمت تمام یا بعضی ازاعضای هیئت مدیره همچنین پست مدیرعامل طی مدت زائد بر6ماه بلامتصدی مانده باشد.

4- درموردبندهای1و2 ماده 199درصورتیکه مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام جهت اعلام انحلال شرکت تشکیل نشود ویا رای به انحلال شرکت ندهد.

[1] کورش کاویانی، منبع پیشین، ص213.

[2] محمدرضا پاسبان، حقوق شرکتهای تجاری، انتشارات سمت، (چاپ نهم، زمستان1391)، ص352.

[3] ربیعا اسکینی، منبع پیشین، ص126.

[4] محمود دمرچیلی،علی حاتمی و محسن قرائی، قانون تجارت درنظم حقوقی کنونی، انتشارات میثاق عدالت، (چاپ هشتم1387) ص236.

[5] همان.

[6] همان.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تحلیل و بررسی ادغام وتجزیه شرکتها درلایحه جدید قانون تجارت ومقایسه آن باقوانین فعلی تجاری