رویکرد قدرت/وابستگی منابع

اين رويكرد كه از آن به عنوان نظريه سياسي مديريت منابع انساني نيز ياد مي شود، يكي از نظريات بسيار جذاب اين رشته بوده كه در عين حال كاربرد مستقيمي در ادبيات مديريت استراتژيك منابع انساني نداشته است. نظريه قدرت / وابستگي منابع بر روابط قدرت در درون و مابين سازمان ها توجه ويژه اي دارد و معتقد است در تمامي سازمان يك جريان قدرت وجود دارد كه تضمين كننده انجام وظايف در سازمان ها است. در اين جريان، ميزان قدرت افراد و يا واحدهاي سازماني تابع ميزان كنترل آنها بر منابع قدرت ارزشمند و كمياب (از قبيل پول، تكنولوژي، مهارت و …) است(صیادی و محمدی، 1388، ص 52).

رويكرد وابستگي منابع دو تأثير را بر حوزه مديريت استراتژيك منابع انساني بر جاي گذاشت: اول اينكه، اين رويكرد باعث شد كه نگاه فني و مكانيكي نسبت به مديريت استراتژيك منابع انساني و اينكه تدوين استراتژي منابع انساني تابع يك رويكرد عقلايي و منطقي است، تعديل گردد. دوم اينكه، اين رويكرد اثبات كرد مديريت منابع انساني از اين قابليت برخوردار است كه به عنوان شريك استراتژيك سازمان ايفاي نقش نمايد. مديريت استراتژيك واسطه اي است كه به وسيله آن منابع انساني مي توانند به عنوان منبع برتري رقابتي سازمان عمل نمايند و استراتژي منابع انساني، ابزار استفاده از اين منبع قدرت به شمار مي­آيد. البته، تحقق اين امر به كارآمدي مديريت استراتژيك منابع انساني بستگي دارد(صیادی و محمدی، 1388، ص 53).

2-2-3-6) رویکرد نهادی گرایی[1]

نظريه نهادي گرايي، سازمان ها را به مثابه موجوداتي اجتماعي پنداشته كه به دنبال تأیيد عملكردشان در محيطي هستند كه داراي ماهيتي اجتماعي است. سازمان ها براي كسب مشروعيت و تداوم بقاي شان، خود را با ديگران همشكل نموده و از آنها تقليد مي كنند. از آنجا كه ذينفعان مختلفي منابع مورد نياز سازمان را كنترل مي نمايند، بنابراين مشروعيت را مي بايست از مراجع مختلف به دست آورد به طور كلي نظريه نهادي گرايي نشان مي دهد كه رفتار سازمان ها صرفاً تابع فشارهاي محيط بازار نيست بلكه فشارهاي نهادي (از قبيل فشار مؤسسات قانون گذار اعم از دولتي و حرفه اي، انتظارت عمومي مردم و اقدامات سازمان هاي پيشرو) به مراتب قوي تر عمل مي نمايند. از سوي ديگر، سازمان ها در واكنش به اين فشارها، به جاي آن كه خود تفكر نمايند تمايل به همشكلي دارند. فشارهاي نهادي كه به طور خاص در حوزه منابع انساني وجود دارد عبارت اند از: نفوذ شركاي اجتماعي (از قبيل اتحاديه كارگري و شوراهاي صنفي)، قانون كار و دولت. نهادي گرايان، واكنش سازمان ها را در قالب دو ساز و كار مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند: ساز و كار تقليد، بيانگر تقليد از استراتژ ي ها و اقدامات رقبا در واكنش به عدم اطمينان و يا به علت عادت سازمان ها به مدپرستي است. واكنش برخي سازمان ها به توسعه و اجراي كارت متوازن منابع انساني از اين نمونه مي باشد. ساز و كار هنجاري، بيانگر ارتباط بين سياست هاي مديريتي و پيشينه مديران بر حسب سطح تحصيلات، رشته تحصيلي، تجارب كاري و شبكه هاي حرفه اي آنها است(صیادی و محمدی، 1388، ص 53).

[1] – Institutionalism Approach

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مطالعه تاثیر استراتژی های منابع انسانی بر عملکرد سازمانی در شرکت داروسازی باریج اسانس کاشان