فقر و محروميت اجتماعي

در ميان عوامل تباهي و عقب ماندگي انسانها و جوامع بشري نمي توان فاجعه آفرين تر از فقر عاملي را سراغ گرفت. با وجود پيشرفت هايي که در ابعاد بسيار از زندگي نصيب انسان گرديده ،هنوز آمار مرگ و مير ناشي از فقر بالاست.

فقر ستيزي اسلام از اين حقيقت حکايت دارد که آييني زندگي بخش بوده و عزت و سرافرازي مسلمانان را در دنيا و آخرت مي طلبد. چنين مکتبي نمي تواند از فقر و ناتواني پيروان خويش خرسند بوده و آنان را به ترک کار و فعاليت اقتصادي سوق دهد.

پيامبر اسلام (ص) فقر را همسايه کفر تلفي مي کند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بي ديني هشدار مي دهد:« كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً  »[1]؛«نزديک است که فقر آدمي را به کفر کشاند.»

در جاي ديگر فقر عامل کاهش دين و ايمان و همچنين پريشان فکري و بدخواهي انسانها نسبت به يکديگر خوانده شده است:

«اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّين، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيةٌ لِلْمَقْتِ.»[2]؛ «قطعا فقر سبب کاستن از دين و پريشاني خرد و نيز دعوت گر به دشمني است.»

چنان که از اين حديثها بر مي آيد، فقر از يک سو به ايمان و دين داري انسان آسيب مي رساند و مؤمن را از تعالي و نيل به درجات ايمان باز مي دارد، و از ديگر سو عقل او را دستخوش پريشاني و نابساماني در تشخيص خير و شر مي سازد. شکي نيست که اين همه بسترساز کژروي از فطرت الهي و دشمني انسانها نسبت به يکديگر مي شود و در نهايت گمراهي و پراکندگي نيروهاي انساني را پديد مي آورد.

فقربلا و آفتي است که بر عقيده و ايمان، اخلاق و رفتار، فکر و انديشه فرد و خانواده و اجتماع تاثير مي گذارد و مسير حرکت جامعه را از اعتدال خارج مي کند . فقر حتي مي تواند عميق ترين عواطف انسان را به نابودي بکشاند ؛چنانکه در عصر جاهليت بعضي از اعراب به خاطر فقر فرزندان خود را نابود مي کردند . قرآن مجيد در اين رابطه مي فرمايد: «وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ  نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم [3]؛ و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزي مي‏دهيم‏. » علامه طبرسي املاق را اين گونه معنا مي کند : « کلمه املاق به معناي افلاس و نداشتن مال و هزينه زندگي است ؛ تملق هم مشتق از همين ماده است. »[4]

انسان فقير به دليل فقر و محروميت – به خصوص اگر در کنار او ثروت هاي زياد انباشته شده باشد – به عدالت الهي شک مي کند و به تدريج پايه هاي اعتقادي و اخلاقي او سست مي گردد . صوفي مصري (ذوالنون) مي گويد: کافرترين مردم فقيري است که صبر او لبريز شده باشد.[5]  علي(ع) مي فرمايد: « اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ وَ لَا تَبَذَّلْ جَاهِي بِالْإِقْتَار[6]؛خدايا آبرويم را با بي نيازي نگهدار و با فقر و تنگدستي شخصيت و مکانتم را تباه مکن »

حفظ گوهر شخصيت، عزت و مناعت طبع انسان ها از رؤوس برنامه هاي امام علي بود . شايد اين که امام فقر را مرگ بزرگ [7]مي نامد و قبر را از فقر برتر مي شمارد به دليل اين باشد که در قبر انسان دچار ذلت و خواري نمي شود، ولي فقر بدتر از آن را نيز به دنبال دارد .

يکي از عوامل مهم فقر و تنگدستي و محروميت و کمبودها در جهان ، اسرافکاري و تجاوز از حد و حدود معين و تجمل گرايي است . [8] اسلام که ديني مبتني بر بينش توحيدي است از کنار اين مسئله نگذشته و براي مبارزه با فقر ، حفظ توازن اجتماعي و رفع اختلاف فاحش طبقاتي ، راه هايي را قرار داده است که در اين راستا پرهيز از تجمل گرايي و رعايت اعتدال ، يکي از عوامل قوي براي حفظ ثروت و پرهيز از ابتلا به فقر است. درآمد زندگي مانند چشمه اي است که در جويي جاري است . اين آب اگر کنترل و مهار نگردد ، هراندازه هم فراوان باشد به هدر رفته و ثمره اي نخواهد داشت ؛اما اگر در جاي مناسب سد شود و با دقت از هدر رفتن آن جلوگيري شود با برنامه ريزي صحيح مي تواند در جهات مختلف مورد استفاده واقع شود.

اگر گروهي از انسان ها ( اعم از متمکنان و ثروتمندان و غيره ) در مصرف زندگي و استفاده از نعمت ها و ديگر سرمايه ها و امکانات ، به تجمل گرايي روي آورند و امکانات مادي و معنوي بيشتري را صرف هوس هاي خود کنند ، در نتيجه سرمايه ها که بايد بالسويه براي تحقق عدالت اجتماعي بين همه افراد تقسيم شود، خرج هوس هاي فردي عده اي خاص از تجمل گرايان مي شود که ناجوانمردانه و بي رحمانه نعمت هاي الهي را تباه و نابود مي سازند.

بازار يک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتي تجمل گرايي پيش آمد فرهنگ مصرف گرايي بالا مي رود. در نتيجه تقاضا زياد مي شود درحال که ارز ثابت است. اينجاست که جامعه با مشکل اقتصادي روبرو خواهد شد. مسرفان يک جامعه کالا را مي خرد به هر قيمتي که باشد. فروشنده هم از اني موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالاي خود را به بالاترين قيمت ممکن مي فروشد پس گراني و تورم پيش مي آيد در نتيجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مايحتاج زندگي خود نبوده و فقر دامنگير آنان مي گرددد. به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته، فاصله طبقاتي و فساد اقتصادي که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگير مي شود.

[1] محمد بن يعقوب کليني،پيشين، ج 2 ،ص 308

[2] محمد باقر مجلسي ،پيشين ، ج 34 ،ص 348

[3]  انعام/151

[4] طبرسي، مجمع البيان،پيشين، ج‏9، ص 10

[5] يوسف القرضاوي، مساله فقر از ديدگاه قرآن و مردم، ترجمه عادل نادر علي ،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1363،ص 18 .

[6] محمد دشتي، پيشين،خطبه 225

[7] «الفقر الموت الاکبر: همان، حکمت 163

[8] در حالي که خداوند همه چيز را به اندازه ي نياز و کفاف موجودات جهان آفريده است .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي