دلایل بروز تروریسم

دلایل بروز پدیده تروریسم نیز از بسیاری جهات همانند سایر اشکال خشونت های سیاسی (از جمله شورش¬ها، کودتاها، آشوب¬ها و جنگ¬های داخلی) است. افراد یک جامعه وقتی از تحقق اهداف و تغییرات مورد نظر خود مایوس می¬شوند و خود را ناتوان می¬بینند به تدریج رو به خشونت می¬آورند. به باور این افراد و گروه¬ها، جامعه و نظام سیاسی حاکم تبعیض آمیز و ناعادلانه است. آنچه در این میان حائز اهمیت است نوع نگاه و استدلال گروه¬های مخالف است. البته سطوح گسترده استثمار نیز ممکن است به اقدامات خشونت آمیز منجر شود.

به هر حال، چند مولفه در شکل گیری تروریسم تاثیرگذار است. در برخی نظام¬های دمکراتیک به دلیل وجود برخی محدودیت¬ها در خصوص فعالیت نیروهای امنیتی، زمینه و بستر لازم برای بروز تروریسم فراهم می¬شود. محدود بودن فضا برای مشارکت سیاسی و سرکوب گروه¬های مخالف توسط نیروهای دولتی نیز می¬تواند موجب نارضایتی شهروندان شود و آنها را به سوی استفاده از اقدامات خشونت¬آمیز رهنمون کند. البته دولت¬هایی که از نیروهای امنیتی قدرتمندی برخوردار بوده و کنترل شدیدی بر جوامع خود دارند، اغلب مانع فعالیت گروه¬های تروریستی می شوند. به عنوان مثال، مخالفان و حتی مخالفان بالقوه زندانی می¬شوند، مظنونین شکنجه شده، خانواده فعالان مخالف به گروگان گرفته شده و متهمان در دادگاه محکوم می¬شوند؛ البته اگر دادگاهی برگزار شود. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی از نظامی متمرکز و قدرتمند برخوردار بود، فعالیت تروریستی قابل ملاحظه¬ای در آنجا انجام نمی¬شد اما پس از فروپاشی شوروی، دولت¬های بعدی با مشکلات تروریستی فراوانی روبه رو شدند. ناکارآمدی دولت کلمبیا بستر لازم را برای فعالیت برخی گروه¬های چریکی، تروریستی و همچنین کارتل¬های مواد مخدر فراهم کرده است. در لبنان نیز در اواخر قرن بیستم ضعف ساختاری دولت زمینه را برای اقدامات خشونت¬آمیز به¬وجود آورد.

فرایند جهانی شدن نیز در رشد تروریسم تاثیر گذار بوده است. با افزایش سرعت ارتباطات، افراد و گروه¬ها با سهولت بیشتری وارد جوامع محلی می¬شوند. از سوی دیگر، نظام¬های اقتصادی دچار شکاف و از هم گسیختگی شده¬اند و برخی در این میان بازی را به سایر رقبا واگذار کرده¬اند. همچنین، فرهنگ¬های محلی نیز در معرض جهانی شدن قرار گرفته¬اند. می¬توان تروریسم را واکنشی به جهانی شدن نیز دانست. گروه¬های چپ¬گرا در سرتاسرجهان به مقابله با نظام سرمایه¬داری و فعالیت¬های آن پرداخته¬اند. گسترش سکولاریسم نیز موجب از هم گسیختگی و شکاف قومی مذهبی شده است.(Ramakrishna and Tan, 2003:304) هم اکنون بسیاری از گروه¬های مذهبی (مسیحی، یهودی، مسلمان و هندو) در معرض فرهنگ سکولاریسم و مدرنیته قرار گرفته¬اند. گروه¬های راست¬گرا نیز فرهنگ خود را در خطر زوال می¬بینند زیرا با ورود مهاجرین، کارگران خارجی و پناهندگان، فرهنگ خاص آنها نیز وارد این جوامع شده است. نکته جالب اینجاست که همزمان مسلمانان خاورمیانه براین باورند که فرهنگ آنها مورد تهاجم ارزش¬های غربی و اروپایی قرار گرفته و در عین حال، گروه¬های اروپایی نیز گمان می¬کنند مورد هجوم فرهنگ¬ اسلامی مردم خاورمیانه قرار دارند. تروریسمی که از اختلافات قومی نشات گرفته، می¬تواند به نوعی منعکس کننده ورود نیروهای خارجی باشد. باسکی¬ها و ایرلندی¬ها نیز نگران حل شدن زبان و فرهنگ خود در درون هویت قومی بزرگ¬تر هستند. البته پیوند بالقوه دیگری نیز میان دمکراسی و میهن¬پرستی وجود دارد که با جهانی شدن همراه شده است.(Dingley and Kirk-Smith 2002)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

علل شکل گیری داعش در عراق در سال های 2010 تا 2014