محافظه کاری و نظام راهبردی

نظام راهبری مجموعه ای از مکانیزم ها به منظور استفاده کارآمد از دارایی ها و حفظ حقوق سایر گروه های ذینفع در برابر سوء استفاده مدیران و سایرین است. در اینجا محافظه کاری به وسیله شناخت نابرابر زمان سود در مقابل زیان، سهامداران را در نظارتی کاراتر بر عملکرد مدیریت، یاری می کند. شناسایی و انعکاس به موقع اخبار بد، شناخت زیان را سرعت می بخشد و باعث می شود هیأت مدیره و سهامداران دلایل به وجود آمدن زیان را سریعاً بررسی و حتی منجر به اخراج مدیر و حذف پروژه ای با ارزش فعلی منفی می شود.

و این موضوع باعث ایجاد انگیزه ای در مدیران برای ارائه اطلاعات پروژه هایی با ارزش خالص مثبت خواهد شد. در توافقات قراردادی از معیارها و شاخص های حسابداری به منظور جلوگیری از نابرابری اطلاعاتی میان مدیران و سایر گروه ها، استفاده می شود.

2-4-16  ریسک ورشکستگی

یکی از راه هایی که می توان با استفاده از اطلاعات حسابداری و نسبت های مالی به بهره گیری مناسب از فرصت های سرمایه گذاری و همچنین جلوگیری از هدر رفتن منابع کرد، پیش بینی ورشکستگی است. ورشکستگی همراه طیف وسیعی از افراد، سازمان ها و به طور کلی بخش بزرگی از جامعه را معطوف به خود کرده است. ارائه تعریف دقیقی از گروه های درگیر مسأله ورشکستگی بسیار مشکل است؛ اما می توان مدعی شد که مدیرییت، سرمایه گذاران، بستانکاران، رقبا و نهادهای قانونی پیش از سایرین تحت تأثیر پدیده ورشکستگی قرار می گیرند. لذا امروزه پیش بینی ورشکستگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار شده است. سرمایه گذاران با پیش بینی ورسکستگی نه تنها از ریسک سوخت شدن سرمایه خود جلوگیری می کنند، بلکه از آن به عنوان ابزاری برای کاهش ریسک سبد سرمایه گذاری خود استفاده می کنند. مدیران واحد تجاری نیز در صورت اطلاع به موقع از خطر ورشکستگی می توانند اقدامات پیشگیرانه ای برای جلوگیری از ورشکستگی اتخاذ کرد(دهکردی، 1384).

 

2-4-17تعريف بحران مالي

ميشكين (1992)، آنچه را كه بحران مالي ناميده مي‌شود و اينكه چگونه رخ مي‌دهد را با يك تعريف دقيق بيان مي‌كند:

“بحران مالی اختلال در بازارهای مالی است که در آن، مسائل انتخاب نامطلوب( معكوس) و مخاطرات اخلاقی بسیار بدتر شده است، به طوری که بازارهای مالی قادربه هدایت وجوه به نحو احسن براي کسانی که فرصت های های سرمایه گذاری مولد دارند، نمي‌باشد. ” بحران مالي باعث وحشت در دنياي تجارتو بخش بانكداري مي‌شود.(رمون اسميت،2012). وقتی این اتفاق می افتد، بانک مرکزی تلاشمیکنداز طريقفراهم کردن نقدینگیدر سیستم مالیازاختلالاتمضرمالی جلوگیری نمايد.پنج عامل اوليهوجودداردکه می تواند بهبدترشدنقابل توجهميزانانتخاب معکوسومخاطرات اخلاقیدربازارهای مالی،که باعثبحرانمالی مي‌شوند،منجرشود. اين عوامل عبارتند از:

  • افزایش نرخ بهره،
  • کاهش بازارسهام،
  • افزایش عدم اطمینان،
  • هراس بانکی و

کاهش پیش بینی نشده سطح قیمت کل.این عوامل در بحران اعتباری سال 2008،که در این مطالعه مورداستفاده قرارمیگیردنیز مشهود است. (رمون لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران