بند اول -انواع رویکردها…………………………..31

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1-رویکرد درونی و برونی………………………….31
2-1-رویکردتک منظری و چند منظری…………………….32
بند دوم- رویکرد فلسفی…………………………….32
بند سوم-حیطه شناسی مباحث فلسفی در حقوق بین الملل…….35
1-3-موضوعات درونی حقوق……………………………37
2-3-موضوعات بیرونی حقوق…………………………..37
بخش دوم-روش شناسی حقوق بین الملل در ساحت هستی شناسی و
معرفت شناسی
فصل اول-هستی شناسی حقوق بین الملل
بند اول -کلیات…………………………………….40
بند دوم-انکارکنندگان حقوق بین الملل………………….41
1-2-آیا جامعه بین المللی وجود دارد…………………..42
1-1-2-پاسخ………………………………………..43
2-2-نظر کانت در باب ماهیت جامعه بین المللی……………44
3-2-آیا در روابط بین المللی قواعد حقوقی حکمفرماست……..46
1-3-2-پاسخ………………………………………..46
4-2-نظریه کانت در باب امکان وجود قواعد حقوقی در حقوق بین
الملل ……………………………………………47
5-2-مساله ی عدم وجود دستگاه دادگستری بین المللی……….48
1-5-2-پاسخ………………………………………..48
2-5-2-نظر کانت در باب عوامل بازدارنده ی حقوق بین الملل…49
6-2-شبهه ی عدم وجود یا عدم ضمانت اجرای حقوق بین الملل….51
1-6-2-پاسخ………………………………………..51
2-6-2-نظر کانت در باب ضمانت اجرا در حقوق بین الملل…….52
3-6-2-علل مخالفت کانت باوجود یک حکومت جهانی برای تضمین و
اجرای حقوق بین الملل……………………………….53
بند سوم-نظریه مارتین کاسکه نیمی در نفی موجودیت حقوق بین
الملل…………………………………………….54
بند چهارم-نتیجه……………………………………55
فصل دوم-معرفت شناسی حقوق بین الملل
بند اول -کلیات…………………………………….58
بند دوم-اهمیت این نوع روش شناسی در حقوق بین الملل……..61
بند سوم- تقسیم بندی مکتب ها…………………………63
بند چهارم-مکتب حقوق طبیعی…………………………..64
1-4- معرفت شناسی مبدأ ومنشأ حقوق طبیعی……………….65
2-4-انتقاد بر مکتب حقوق طبیعی……………………….66
3-4- روش استنتاج در مکتب حقوق طبیعی………………….67
5-4-انتقاد بر روش استنتاجی حقوق طبیعی………………..68
بند پنجم- روش شناسی مکتب حقوقی جدید………………….69
بند ششم-مکتب حقوق ارادی…………………………….70
1-6-نقد…………………………………………..70
2-6-روش استنتاجی در مکتب حقوق ارادی………………….71
1-2-6-نقد…………………………………………71
بند هفتم-پوزیتیویسم اثبات گرایی……………………..72
1-7-روش شناسی مکتب پوزیتیویسم……………………….74
1-1-7-تجربه گرایی………………………………….74
2-1-7-تعارض اخلاق با جامعه شناسی……………………..75
3-1-7-ماتریالیسم(مادی گرایی)فلسفی و تاریخی……………75
2-7-اثرات پوزیتیویسم حقوقی در حقوق بین الملل………….76
3-7-نقد…………………………………………..76
بند هشتم -مکتب رئالیسم سیاسی………………………..77
1-8-رئالسیم و حقوق بین الملل………………………..77
2-8-رئالیسم نئو کلاسیک………………………………79
3-8-رئالیسم خردگرا…………………………………79
4-8-نقد…………………………………………..80
فصل سوم-معرفت شناسی منابع حقوق بین المللل
بند اول -اهمیت معرفت شناسی منابع حقوق بین الملل……….81
بند دوم-معرفت شناسی منابع حقوق بین الملل ازمنظر رئالیسم..82
بند سوم-معاهده از نظر رئالسیم……………………….82
1-3-وضعیت های پیش از معاهده…………………………83
1-1-3-وضعیت همسازی منافع……………………………83
2-1-3-وضعیت معمای هماهنگی…………………………..84
3-1-3-وضعیت هارمونی………………………………..85
4-1-3-وضعیت معمای زندانی……………………………85
2-3-جایگاه هنجاری معاهده منعقده در حالت معمای زندانی…..86
بند چهارم-عرف از منظر رئالیسم……………………….90
1-4- عنصر اعتقادی حقوقی وتحلیل فلسفی آن………………91
بخش سوم-روش های استننتاج و پژوهش در حقوق بین الملل
فصل اول-روش های استنتاج در حقوق بین الملل
بند اول-دیباچه…………………………………….98
بند دوم-جایگاه روش منطقی در تحلیل حقوق بین الملل………98
1-2-روش قیاسی……………………………………..99
2-2-قیاس در حقوق وحقوق بین الملل……………………100
بند سوم روش استقرایی………………………………102
1-3-استقراء در حقوق بین الملل………………………102
2-3-تحلیل فلسفی استقراء در حقوق بین المللل…………..104
بند چهارم-بت های ذهنی……………………………..104
1-4-بت های قبیله ای و طایفه ای……………………..105
2-4-بتهای غار…………………………………….105
1-2-4- مثال در حقوق بین الملل………………………106
3-4- بتهای بازاری…………………………………107
4-4-بتهای نمایشی………………………………….107
بند پنجم- بتهارا بشکن……………………………..109
1-5-همه بتها نمی شکنند…………………………….109
بند ششم-روش علمی………………………………….110
فصل دوم-روش پژوهش در حقوق بین الملل
بند اول-دیباچه……………………………………111
بند دوم-رابطه روش پژوهش و روش شناسی در حقوق بین الملل…112
بند سوم- مواد پژوهش در حقوق بین الملل……………….113
بند چهارم- پژوهش توصیفی در حقوق بین الملل……………113
1-4-روش همبستگی…………………………………..114
2-4-پدیده شناسی…………………………………..114
بند پنجم – پژوهش هنجاری در حقوق بین الملل……………115
بندششم- پژوهش فرا حقوقی در حقوق بین الملل……………115
1-6-فلسفه حقوق بین الملل…………………………..115
2-6-معناشناسی در حقوق بین الملل…………………….116
3-6-متن پژوهی…………………………………….116
4-6-تفسیر………………………………………..117
1-4-5- روش های تفسیر………………………………117
5-5-منطق خطایی در حقوق بین الملل……………………119
بند ششم-مراحل پژوهش در حقوق بین الملل با رویکرد فلسفی و
روش شناسی………………………………………..120
1-6-انتخاب موضوع………………………………….120
2-6-یافتن موضوع پژوهش……………………………..121
3-6-ویژیگی های موضوع پژوهش…………………………121
4-6- کتابشناسی……………………………………122
5-6-جمع آوری و پردازش اطلاعات……………………….122
1-5-6-اطلاعات باید کافی و کامل باشد………………….123
2-5-6-اطلاعات باید صادق باشد………………………..123
3-5-6-اطلاعات باید دقیق باشد………………………..124
4-5-6-اطلاعات باید مستند باشد……………………….126
6-6-نگارش………………………………………..127
نتیجه گیری……………………………………….128
فهرست منابع………………………………………132
چـکـیـده
روش شناسی حقوق بین الملل همانند روش شناسی های دیگر، مستقیماً به مسائل آن علم نمی پردازد. روش شناسی حقوق بین الملل، وسیله ی راستی آزمایی و معیار و مِحک شناخت قواعداین علم است. حال که قرار است روش شناسی، علم وآگاهی ما وکیفیّت کسب آن آگاهی را مورد بررسی قرار دهد پای دانش دیگری به بحث کشیده می شود که آن “معرفت شناسی” است . معرفت شناسی چه به معنای محض آن و چه به معنای حقوقی آن در روش شناسی لازم است. موضوع معرفت شناسی، چگونگی کسب علم و آگاهی برای انسان است. در معرفت شناسی، بحث برسر این است که آیا “تجربه” برای انسان “علم” به ارمغان می آورد یا”تعقل” محض؟ ویا”شهود”؟ و یا ملغمه ای از آنها؟ روش شناسی ازمنظر معرفت شناسی حکم می کند ذهن پژوهشگرو ابزارحسى او براى پژوهش همیشه خوب قضاوت نمى کند. برخى مواقع ذهن او چیزهایى را بدیهى وقابل یقین فرض مى کند؛ در حالى که آن چیزهاى به ظاهر بدیهى ، خود نیاز به اثبات دارد وخود آلوده به پیش فرض هایى است که ذهن و نتیجه تحقیق را به بى راهه مى برد. اگر ذهن را با نورفلسفه و روش شناسی که خود نوعی فلسفه است هدایت نکنیم ممکن است به خطا رویم و آنچه که دستاورد علمى مى شماریم در واقع جزیک پریشان گویى نباشد که لباس پر ابّهت گزاره هاى علمى را به تن کرده است . اینجاست که روش شناسی آن علم به یاری ما خواهد شتافت . مکاتب مختلف حقوق بین الملل، بنا برهستی شناسی ها و معرفت شناسی هایی که بدان قائل بودند ، قواعد حقوق بین الملل و نظام بین المللی را تبیین وتعریف کرده اند. اگرتوجیهات وتبین های مکاتب حقوق بین الملل از حقوق بین الملل و غایت وقواعد آن علم،باهم متفاوت است بخاطر اختلافی است که در هستی شناسی ها و معرفت شناسی های آن مکاتب بوده است. البته پاسخ به مسائل هستی شناسانه حقوق بین الملل، مقدم بر معرفت شناسی آن علم است . ناگزیر پای “هستی شناسی” هم به میان کشیده می شود؛ چرا که ابتدا باید وجود واصالت حقوق بین الملل را اثبات کرده وسپس به سراغ چگونگی کسب معرفت درآن علم رفت. نتیجتاً اگربگوییم هستی شناسی و معرفت شناسیِ یک علم روی هم روش شناسی آن علم را تشکیل می دهند سخنِ گزافی نگفته ایم. بحث دیگری که در روش شناسی حقوق بین الملل مطرح می شود مطالعه ی روشهای استنتاج منطقی همچون قیاس و استقراء وروش های غیر منطقی است. هرمکتب فلسفی حقوق بین الملل بنابر همان معرفت شناسی و هستی شناسی که از آن زاییده شده روش و یا روشهایی را برگزیده است. روش شناسی به پژوهشگرِ حقوق بین الملل نشان میدهد، آنچه که او، آن را ، قاعده ی حقوق بین الملل می نامد چگونه توّلد یافته و ازچه هستی شناسی و معرفت شناسی برخاسته است. روش شناسی حقوق بین الملل نه تنها پژوهشگراین رشته را ، بلکه قاضی بین المللی را در انشاء آرای قضایی و حقوقدان این رشته را درتبیین و توسعه ی مطلوب حقوق بین الملل یاری می رساند.
واژگان کلیدی: روش شناسی، هستی شناسی، معرفت شناسی،مکاتب حقوقی، روش های استنتاج
مـقدّ مـه
پژوهش، یعنى تلاش براى افزودن عِلم بشر؛ اگر این فعّالیّت “روش مند” نباشد، تلاش ما بیهوده یا نتیجه، قابل اعتماد نخواهد بود. لذا ماپیش ازورود به پژوهش، نیازمندِ آشنایی باروش شناسی آن علم هستیم. “روش شناسی” درمعنای خاصّ خود به عنوان یک علم یعنی “شناختِ” فرایند عقلانی یا غیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیفِ واقعیت.
“روش‏شناسى” غیر از “روش” است. روش، مسیرى است که دانشمند در سلوک علمى خود طى مى‏کند، و روش‏شناسى دانش دیگرى است که به شناخت آن مسیر مى‏پردازد که دراصطلاح فلسفی: شناختِ آن “سِیر” به ما هوسیرگفته می شود. روش همواره در متنِ حرکتِ فکرى و تلاش‏هاى علمى یک دانشمند قرار دارد و روش‏شناسى دانشى است که از نظر به آن حرکت فکری شکل مى‏گیرد، و به همین دلیل روش‏شناسى همواره یک دانش و “علم درجه دوم” است. علم درجه دوم در برابر “علم درجه اول” قرار دارد. علم درجه اول علمى است که به یک واقعیت عینى طبیعى و یا انسانى مى‏پردازد؛ مثل: فیزیک،شیمی یاحقوق بین الملل و علم درجه دوم، علمى است که موضوع آن، نفسِ واقعیّت خارجى نیست، بلکه موضوع آن، علم و آگاهى بشرى است، اعم از این‌که آن آگاهى، خود متعلِّق به یک دانش و علم درجه اول و یا درجه دوم باشد؛مثل: علمِ منطق یا فلسفه یا فلسفه ی حقوق بین الملل یا روش شناسی حقوق بین الملل یا فلسفه ویا روش شناسی هر علم دیگر. اصطلاح علم درجه دوم نظیر اصطلاح معقولات ثانیه است. معقولات ثانیه در قبال معقولات اولیه است. معقولات اولیه حقایق عینى هستند، و معقولات ثانیه مفاهیم ذهنى و انتزاعى مى‏باشند که خارج، ظرف عروض آنها نیست، اعم از این‌که این معقولات از معقولات اولیه و یا از معقولات ثانیه‌ی دیگرى انتزاع شده باشند.1
اماچرا عنوانِ این تحقیق، قیدِ “رویکرد فلسفی” را به دنبال دارد. چنانکه در بالا، در تعریف روش شناسی گفته شد ، روش شناسی شناخت فرایند “عقلانی” یا”غیرعقلانی” ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیفِ واقعیت است. وظیفه کدام علم است که تشخیص دهد کدام فرایندِ ذهنی عقلانی و کدام، غیر عقلانی بوده است؟این فلسفه ی هر علم است که مبانی ومبادی هر علم را به مسلخگاه ابطال پذیری یا ابطال ناپذیری می کشاندواعتبار آن اصول را می سنجد. علومی مثل هستى‏شناسى و معرفت‏شناسى ازمباحث مهم “فلسفه” هستند که مقدّم بر روش شناسی هستند وبا آن رابطه تنگاتنگ دارند.البته اگرگفته شود روش شناسی نیز، خود نوعی فلسفه است ،اغراق نکرده ایم . چنان که هر علمی فلسفه ای داردمثل: فلسفه ی حقوق یا فلسفه هنریا فلسفه سیاست ویا حتّی فلسفه ی فلسفه، می توان روش شناسی را “فلسفه ی پژوهش” یا “فلسفه ی تحقیق” نام نهاد.
اعتقاد به یک نحله ی فکری – فلسفی، پژوهش را به سرمنزلی خاص، راهبری می کند. سطوح مختلف معرفت، لایه‏هاى طولى روش‏شناسى را به دنبال مى‏آورند، و لکن بنیان‌هاى فلسفى مختلف، هستى‏شناسى‏ها و معرفت‏شناسى‏هاى گوناگون، انواع مختلف روش‏شناسى را که در عرض یکدیگر و یا در تقابل با یکدیگر مى‏باشند پدید مى‏آورند. منطق صورى یک روش‏شناسى عام و گسترده‏اى است که از مبناى فلسفى و معرفتشناختى حکمت مشاء استفاده مى‏کند.2 منطق دیالکتیکى هگل نوع دیگرى از روش‏شناسى عام است که از مبانى فلسفى او بهره مى‏برد. این منطق، در رشته‏هاى مختلف علمى، هم نظریات مناسب با خود را به دنبال مى‏آورد و هم روش‌هاى خاصى را که در ذیل روش‏شناسى عام آن قرار مى‏گیرد تولید مى‏کند. منطق علمى بیکن یک روش‏شناسى عام علمى است که از مبناى معرفت‌شناختى او که حس‌گرایى است بهره مى‏برد، برخى از روشهاى هرمنوتیکى یا تأویل شناسی معرفت نیز روش‌هاى عامى هستند که از مبناى معرفت‌شناختى خود استفاده مى‏کنند. هریک از روشهای مزبور الزامات بعدى را در سطوح و لایه‏هاى جزئى و خاص و همچنین توصیه‏هاى سازگار با خود را نیز به ارمغان مى‏آورند.3 متدولوژی حقوق بین الملل با دو عنصر شناخته می شود،ازیک سو هرگونه نگرش علمی، مبتنی است برمشاهده ی عاری از هرگونه پیش فرض یا مفاهیم نظری؛ از سوی دیگرموضوع مشاهده که در نظام حقوقی بین المللی و قواعد آن گوناگون است از ایده یا تفکر حقوقی ناشی می شودکه ساخته و پرداخته ی ذهن بشر است(یاهمان معرفت شناسی). براین اساس مشاهده نمی تواند عاری از عناصرعقلی و منطقی باشد. گفتنی است روش شناسی تنها برای شناخت قواعد حقوق بین الملل نیست بلکه برای اجرای قواعد آن نیز به کار می رود.
الف) سؤال اصلی
روش شناسی دررشته حقوق بین الملل با رویکرد فلسفى چگونه است ؟
چنان گفته شد روش شناسی دانش مستقلّی است که پرداختن به آن، به تنهایی، نفعی ندارد. در واقع روش شناسی همچون روحی است که نیاز مند جسم است؛ که درآن دمیده شود تا بتواند برای صاحب خویش کاری نافع انجام دهد. می توان گفت مهمترینِ این فواید، میدان تحقیق و پژوهش است و از آنجا که ما می خواهیم دررشته حقوق بین الملل کاری سودمند انجام دهیم، روش شناسی را در این عرصه ودراین کالبدشرح می کنیم.لذا سؤالات فرعی زیرمطرح می شود:
ب ) سؤالات فرعی
روشمند بودن پژوهش به چه معنا ست؟
رویکرد فلسفى درتحقیق چه فوایدى دارد؟
اگرمراحل تحقیق را با این رویکرد طى کنیم ازچه خطاهایى مصون مى مانیم ؟
مواد داده شده به ذهن درهنگام پژوهش چه ویژگی هایی باید داشته باشد ؟
چه عواملی ذهن پژوهشگر را به خطا می برد ؟
مراحل تحقیق بااین رویکرد چگونه است ؟
ب) فرضیه اصلی
1- ذهن پژوهشگر ممکن است دچارخطاهایى شود که خود به آن آگاهى ندارد. پیش فرض هایى درنهانخانه ذهن اوجاى گرفته که درتمام مراحل پژوهش اوراهدایت مى کند. حتّى اُموراتى که پژوهشگر آنها را تجربه ی محض و مشاهده ی بى واسطه مى داند خود مبتنى براشتباهات و خطاهاى ذهنى و استدلالى است که جز با یارى فلسفه و ذهنى نقاد، نمى توان به سلامت از آن عبورکرد.
2- برخى مفاهیم فلسفى وجود دارد که اهمیّت فراوان در روند تحقیق دارد وحتّى نتیجه ى تحقیق را متأثرمى سازدو براى پژوهشگران مغفول واقع شده یا اهمیّت داده نمى شود ؛ مثل اهمیّت تعریفِ مفاهیم و موضوعات تحقیق ، نحوه استنتاج صحیح وتوجه به غایت وهدف آن علم… که همگى این مباحث ازدامان فلسفه به علوم دیگرعرضه مى شوند وشاید پژوهشگران علوم دیگراین مسئله را نمی دانند وچون نحوه صحیح آن راازفلسفه و فیلسوفان نیاموخته اند درپژوهش پیوسته دچارخطاهاى نادیده مى شوند.
ج) هدف تحقیق
در مباحث و موضوعات مختلف حقوق بین الملل پژوهش ها شده است اما کمتر کسی درمورد اینکه چگونه بایددراین رشته تحقیق و پژوهش کرد ، پژوهش کرده است . ازآنجایی که در درس سمـینار، روش های شکلی پژوهش و مراحل آن به دانشجویان آموزش داده می شود جای این مباحث ، یعنی هدایت صحیح ذهن برای کشف حقایق و مصون ماندن از خطاهایی که نادانسته اکثر پژوهشگران به دام آن می افتند ، خالی است و می تواند به عنوان یک نمونه خوب آموزشی برای دانشجویان باشد؛ چرا که در عین پرداختن به قواعد ماهوی تحقیق، سعی شده در توضیح شرایط شکلی تحقیق نیز هدف تحقیق را دنبال کند ومی تواند راهنما و راهبر دانشجویان باشد انشا الله . از آنجا که این حوزه بسیار وسیع است و شاید خود بتواند یک پایان نامه چند صد صفحه ای باشد لذا به اختصار مطالبی بیان شده که برای عموم دانشجویان علی الخصوص دانشجویان حقوق مفید باشد
د)اهـمیـّت مــوضــوع
معمولاً روش شناسیِ یک علم ، برای دانشجویان وپژوهنده گان آن علم مغفول واقع می شود.
چندی است که نهضت نرم افزاری و بحث تولید علم درکشور، مطرح شده امّا چرا دانشجویان و پژوهش گران ما هنوز نتوانسته اند بندهای تقلید و ترجمه را بگسلند ؟ چرا اکثر پژوهش های ما، در واقع گرد آوری خلاصه ی کتاب ها و سایت های اینترنتی شده است ؟ حتّی آنچه که آزمایشِ آزمایشگاهی و تحقیق میدانی و عینی می نامیم بی توجه به نکاتی است که تحقیق و پژوهش را به بی راهه می برد. وظیفه کیست و وظیفه چه علمی است که ما را از خطا مصون دارد و برای ما علم حقیقی به ارمغان آورد ؟ مگر اینهمه برنامه های آموزشی و اقتصادی و اجتماعی که در کشور اجرا نشد و اینهمه هزینه و وقت، صرف آنها نگشت که پس از چندی ناکارآمدی آن اثبات شد و روش دیگری آزموده شد ؛ مگر اجرای آن ها برپایه تحقیق نبوده اند؟ پس لازم است یک محقّق، قبل از تحقیق، روش تحقیق را بشناسد؛ اَلالخصوص، روش مصون ماندن از خطاهاى ذهنى که همان رویکرد فلسفى در روش شناسى است .
آنچه دراین پژوهش آمده است همان آموزش صحیح شناخت وچگونگیِ حصولِ علم دریک رشته از دانش بشری است . آنچه مبانی فلسفی تحقیق و پژوهش است و در واقع راهـــبر و جهت دهنــده هر پـــژوهشی می باشد ، برای پژوهندگــان مامهجورواقع شده است . درحالی که دانستن آنها از لوازم اصلی پژوهش است . چرا که حتّی نتیجه ی تحقیق و پژوهش را متأثر می سازد .
چنانکه وقایع تاریخی یک حقیقت بیش ندارد اما مورّخ ایرانی در مورد نادر شاه چیزی می نویسد و مورّخ هندیِ اهلِ دهلی، چیز دیگر. کدام راست می گویند؟ مگر برای علوم تجربی، حقیقتی جز تجربه و حس، قائل هستیم که عدّه ای آن علوم را مطلق و مورد اطمینان کامل می دانند وعدّه ای، نسبی می پندارند ؟ مگر کاغذ تورنوسل همیشه با اسید قرمز نمی شود ؟ و مگر در اقصای عالم نه بسی گشته ایم و پژوهش کرده ایم و این حکم علمی را صادر کرده ایم که همه پستانداران ، بچه زا هستند آیامی شود، چیزهایی مشاهــده ی ما و دیدن ما را به خطا ببرد ؟ آیا در پس زمینه ی می شود که چیزهایی مشاهده ند حتی فلسفه ی ی فلسفه ای دارد . ستانداران ، بچه زا هستند .می شود ؟ و مگر در اقصای عالم نه بسی گشته دیدن ما و ذهن ما عــوامل دیگری بوده اند که همچون غباری مانع رؤیت حقیقت شده باشند ؟ برای همین است که هرچیزی فلسفه ای دارد . فلسفه تاریخ ! فلسفه علم ! فلسفه هنر! و فلسفه سیلست! فلسفه حقوق وفلسفه حقوق بین الملل و حتی فلسفه ی فلسفه . حال اینجا سخن از” فلسفه پژوهش” است آن هم در ساحت رشته حقوق بین الملل. پرداختن به پژوهش بدون شناخت روش آن چندان با توفیق همراه نخواهد بود از این رو امروزه شناخت پژوهش جایگاه ارجمندی پیدا کرده است .
البته آموختن روش شناسی حقوق بین الملل تنهابرای پژوهشگراین رشته ضرورت ندارد؛ قضات دادگاه های بین المللی نیز برکناراز این موضوع نیستند. قاضی بین المللی نیز باید بداند چرا وچگونه این قاعده را معتبر می داند. قاضی باید بداند که قواعد موجود حقوق بین الملل با چه روش هایی قابل تشخیص است. محدودیّت های آن روش ها را بشناسدو… به طور مثال: راه معمولی برای یک قاضی در رسیدگی این است که پیش از اعمال یک قاعده، تعیین کند که آن قاعده وجود دارد واعتبارآن را نشان دهد. قواعد موضوعه هنگام ملاحظه قواعد حاکم بر صلاحیت، آیین دادرسی مورد عمل و… بررسی می‏شود. این روشی است که باید مورد استفاده قرار گیرد. قاضی بین المللی اطمینان می‏دهد که قاعده یا در معاهده‏ای مندرج است که به‏طور معتبر منعقد شده و در زمان موردنظر قدرت اجرایی داشته است و یا ناشی از اقدام یک‏ جانبه‏ای است که به‏طور معتبر اتخاذ شده و دارای (ارزش حقوقی) است.
تعیین قواعد وضع شده مانند هر قواعد دیگری، نمی‏تواند از تعیین محتوای آن جدا باشد. تا آنجا که به این نوع قواعد – یعنی قواعد نوشته – مربوط می‏شود، تعیین هر قاعده‏ای نخست ما را به متنی می‏رساند که اعتبارش ثابت شده است، پس از آن مسأله تفسیر آن متن مطرح می‏شود. به این ترتیب، در تفسیر یک قاعده و محتوای آن دو مرحله متوالی وجود دارد و در طی مرحله دوم است که روشهای مختلف تفسیر می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. پس می بینیم که قاضی بین المللی در تمام مراحل صدور حکم محتاج شناخت روش شناسی حقوق بین الملل است. در واقع روش شناسی حقوق بین الملل مثل (اصول فقه) برای (علم فقه) است.
هـ) روش کــار
هرچند روش های پژوهش یا راه های گردآوری اطلاعات وپردازش آنها در حقوق بین الملل ویژگی خاصی نداردو همسان سایرعلوم است چنانکه درپایان نامه های کارشناسی ارشدیا دکتری وقتی قرار است در فرم پرپوزال یا مقدّمه ی پژوهش ، روش کار بیان شودمعمولاً از اصطلاحاتی نظیر: روش تتبّع و گردآوری4 ویا روش تدبّروپردازش5 استفاده می شودواز اصطلاحاتی نظیر: “روش عقلی” یا “روش نقلی” یا “روش تجربی” استفاده نمی شود ؛ روش های دسته اول ودسته دوم نسبت به هم رابطه عموم خصوص من وجه دارند . برای بیان روش کار در این پژوهش، باتوجه به ماهیّت آن، اگراز اصطلاحات دسته ی دوم استفاده شود بهتر است .
هریک از انواع روش های پژوهش در جای خود کارایی و ارزش دارد ؛ لذا صحیح نیست که در اصالت بخشی و به کارگیری هریک از آنها راه افراط پیمود و آن را گرفت و جز آن را وانهاد .درطول تاریخ همواره گرایش های افراطی مشکل آفرین بوده و محقّق را از دستیابی به پاره ای از حقایق باز داشته است . برای مثال عقل گرایان تلاش می کردند همه پدیده ها را با روش عقلی مورد پژوهش قرار دهند ولذا خود را از مراجعه به واقعیات عینی بی نیاز می دیدند و تجربه گرایان کوشیدند همه چیزها را به روش تجربی مورد تحقیق قرار دهند ؛ از این رو واقعیاتی را که به تجربه نمی آمد انکار کردند و نقل گرایان سعی کردند همه چیز را از طریق نقل بشناسند و برای دستاوردهای عقل و تجربه هیچ ارزشی قائل نشدند و بلکه آنها را کفر تلقی کردند.6
در تحقیق هر موضوعی ترکیبی از روش های گوناگون صورت می گیرد؛ منتها ممکن است دریک مورد روشی بر دیگر روش ها غلبه داشته باشد . برای نمونه در تحقیق متن بیش تر روش نقلی کاربرد دارد اما در مطاوی تحقیق روش عقلی هم به کار می رود .7 همانطور که در بالا گفته شد روش شناسی، “شناختِ” فرایند عقلانی یا غیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیفِ واقعیت در یک رشته از دانش بشری است ؛ لذا دراین تحقیق ، روش عقلی غلبه دارد؛ حتّی اگر پسوند”رویکرد فلسفی” را نیزبه دنبال نمی داشت.
دراین تحقیق، ازمعدود کتاب ها و مقالاتی که در باب این موضوع نگاشته شده بهره گرفته شده اما همیشه عیناً نقل نشده بلکه سعى شده آن پس زمینه فلسفى و دیدگاهى نگارنده برآن عرضه شود وآن را با ابزارهایی که فلسفه جهت مصون ماندن از خطا به ما می آموزد همراه کند. قسمتهایی نیز درواقع حاصل تراوشات فکری نگارنده در دوره ی کارشناسی رشته فلسفه است . این مبحث یعنی روش شناسی صحیح در امر پژوهش مستلزم آشنایی با مباحث دیگری همچون پدیدار شناسی8 یا فلسفه ی علم ویا علم هرمنوتیک (تأویل شناسی )یا پاسخ به این سؤالات، که اصلا ًعلم چیست ؟ پروسه و مکانیزم انتقاش آن برنفس (یا بنا به دیدگاه مختلف ذهن یا حافظه یا … ) چگونه است ؟یا اصلا حقیقتی برای شناخت و پژوهش وجود دارد ؟ و هزار پرسش دیگر که همه اینها مقدّم بر این تحقیق هستند؛ دراین تحقیق سعی شده با زبانی ساده مطالب بیان شود تا کسانی که ازمفاهیم بالا، بی اطلاع هستندویا فلسفه نمی دانند، بتوانند بهره مند شوند. از این که بگذریم و موانع دست یابی به حقـیـقـتِ موضوع را را درست طی کنیم ،تازه به مباحث منطقی می رسیم و اینکه چه نوع روش استدلالی برای اعلام نتیجه پژوهش می توان متصّوَر شد . روش های استنتاج منطقی از یافته های پژوهش ، خود داستان دیگری است که دراین پژ‍وهشِ مختصرنه مى شود و نه مى توان به همه ی آن مباحث به طور مشروح پرداخت.
نگارنده سعی نموده مباحث رابیشتر در وادی حقوق بین الملل مطرح کند اما در برخی موارد برای فهم بهتر موضوع ،ناگزیر از آن است تا مثال هایی از علوم تجربی ذکرنماید تا مطلب برای خوانندگان ملموس تر و گویاتر باشد .

بخش اوّل
کلیّات
فصل اوّل
آشنایی با اصول روش شناسی
چنانکه درعلم اُصول ویا اُصول فقه بحث می شود ودانش پژوهان علوم دینی نیزاز این قاعده زیاد استفاده می کنندکه “مقدّمه ی واجب، واجب است”. به طور مثال اگربه کسی امرکنندکه بربالای بام رود؛ انجام مقدّمات کار، که همان تهیه نردبان است نیزجزء آن فعل محسوب می شود. لذا در این فصل ناگزیربایدبا اصول روش شناسی آشنا شویم واین دور افتادن از موضوع اصلی نمی باشد. وقتی در ساحت روش شناسی حقوق بین الملل گام می نهیم با اصطلاحات و علومی مواجه می شویم که شاید مسقیماً از موضوعات حقوق بین الملل سخن نمی گویند اما برای فهم روش شناسی حقوق بین الملل آشنایی با آن ها لازم است . وقتی سخن از معرفت شناسی و یا هستی شناسی حقوق بین الملل می کنیم اگر تصور کلی و صحیحی از این علوم بنیادین نداشته باشیم نمی توانیم ارتباط آن علوم درجه دوم را با حقوق بین الملل درک کنیم.

بند اول ـ تعاریف
روش شناسی معادل لغت “متدولوژی” بکار می رود . لغت “متد” از واژه‌ی یونانی “متدوس” به معنی “روش”است که “متا” به معنای “در طول ” و “اودوس” یعنی “راه”، گرفته شده و مفهوم آن در پیش گرفتن راهی برای رسیدن به هدف و مقصودی با نظم و توالی خاص است. 9 اصطلاح روش، هم به خودِ راه اشاره دارد و هم به قواعد و ابزارهای رسیدن به آن. در زبان عربی روش را “منهج”، و روش‌شناسی را “منهجیه” می نامند. روش در معنای خاص خود به عنوان یک اصطلاح تخصّصی عبارت است از فرایند عقلانی یا غیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیف واقعیت. در معنای کلّی‌تر، روش هرگونه ابزار مناسب برای رسیدن به مقصود میباشد. روش ممکن است به مجموعه راه‌هایی که انسان را به کشف مجهولات هدایت میکند، مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش به کار میروند، و مجموعه ابزار و فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری میکند، اطلاق شود.10
فیلیپس شاله در تعریف روش‌شناسی می‌گوید: “فلسفه‌ی علمی را منطق عملی یا متدلوژی (شناخت روش) نیز می‌توان نامید. این فلسفه قسمت مهم منطق است که خود، مطالعه حقیقت و علم قوانین استدلال است. متدلوژی، یعنی مطالعه‌ی نفسانیات عالم با روش صحیح. متدلوژی علمی است دستوری؛ زیرا برای فکر، قواعدی مقرّر می‌دارد و تعیین میکند که انسان چگونه باید حقایق را در علوم جستجو کند”.11حتّی “روش‌شناسی”، “روش تحقیق”، “نظریه”، “مدل”، “مکتب”، “چارچوب نظری” از نبود اجماع در موردشان رنج میبرند.. دعوای اثبات‌گرایان12و مخالفان ایشان دربارهی اتحاد یا عدم اتحاد روش‌های علوم تجربی و علوم انسانی به سرانجام مشخصی نرسیده است. 13
ممکن است مشکلات روششناسانه‌ی علوم انسانی و علوم تجربی به حقوق بین الملل نیز وارد شود، در خود حقوق بین الملل نیز به نوبه‌ی خود معضلاتی وجود دارد. حقوق بین الملل در چند دهه‌ی قبل، محل نزاع بود که آیا شایسته‌ی ملقب شدن به عنوان یک “علم” است یا خیر. اگر امروزه به علم بودن آن میتوانیم تکیه کنیم، باید اعتراف کنیم که حقوق بین الملل، علمی جوان محسوب میشود. 14
بند دوم ـ موضوع روش شناسی
روش‏شناسى، شناخت شیوه‏هاى اندیشه و راه‏هاى تولید علم و دانش در عرصه‌ های معرفت بشرى است . موضوع این دانش، شناخت روش های حصول علم و معرفت است، و روش در ارتباط مستقیم با عواملى نظیر موضوع یک علم ، هدف آن علم و هستى‏شناسى و معرفت‏شناسى‏اى است که معرفت بر اساس آن شکل مى‏گیرد. معرفت، خصوصاً اگر کاربردى باشد، در روش خود از نظریه‏اى که مبتنى بر آن است نیز تأثیرپذیر مى‏باشد.15
بند سوم : انواع روش و روش‏شناسى
برای روش شناسی تقسیم بندی های مختلفی چه از بعد معناشناسی و چه بعد علم شناسی قائل شده اند که دراین پژوهش به مهمترین آنها اشاره می شود:
1-3- روش‏شناسى نوع اول و دوم
روش‏شناسى به عنوان یک علم مى‏تواند به نوبه‌ی خود موضوع دانش دیگرى قرار گیرد که آن دانش به مطالعه‌ی روش‏شناسى‏ها مى‏پردازد، یعنى مى‏توان روش‏شناسى‏هاى مختلف را که متأثر از دیدگاه‏هاى فلسفى و نگرش‏هاى معرفت‌شناختى مختلف هستند، موضوع یک روش‏شناسى جدیدى قرار داد که نسبت به روش‏شناسى‏هاى پیشین یک علم درجه دوم به حساب مى‏آید. این نوع از روش‏شناسى را مى‏توان روش‏شناسى نوع دوم و روش‏شناسى‏هاى پیشین را که موضوع آن هستند روش‏شناسى نوع اوّل نامید.16
2-3- روش شناسی در معنای محدود و وسیع درحقوق بین الملل
هرعلم متدولوژیِ خاص خود را دارد اما به این معنا نیست که وجوه اشتراکی بین روش شناسی های علوم انسانی وجود ندارد . درمورد روش شناسی حقوق بین الملل هیچ تعریفی که مورد قبول همگانی باشد وجود ندارد .17 دراین پژوهش روشهایی که قرار است معرفی شود، از روشهای درون حقوقی که برای تعیین قواعد مختلف حقوق مورد نظر است متمایز است. برای مثال، یک قاضی باید این روشها را برای تعیین قواعدی که می خواهد در یک پرونده خاص اعمال کند به کار گیرد. او باید نخست وجود این قواعد و سپس محتوای آنها رامشخص کند. این روش شناسی(درمعنای محدود) متمایز است از نظریه های حقوق بین الملل، که موضوعش نظام حقوقی بین المللی همراه با مبانی و ساختار آن است(درمعنای وسیع)، لیکن این تمایز و جدایی مطلق نیست. گاهی روشهای مورد استفاده برای تشخیص وجود قواعد، در واقع، گاهی با مفهوم کلی جنبه های بنیادین نظام حقوقی بین المللی رابطه تنگاتنگ دارد . 18
3-3-کاربردهای اصطلاح روش
وقتی از روش و واژگان مربوط به آن استفاده می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که نسبت به کدام سطح از روش سخن میگوییم. به شکل خلاصه، می‌توان گفت واژه‌ی روش و مشتقّات آن ممکن است در هشت معنا یا سطح به کار رود:19
1- روش معرفت : روش به این معنا، ممکن است فلسفی (عقلی)، علمی (تجربی)، شهودی یا نقلی باشد.
2- نوع استدلال: گاهی روش به معنای نوع استدلال به کار می‌رود. از این حیث روش می‌تواند قیاسی یا استقرایی، لمی یا انی یا غیر آن باشد.
3- روش‌ها یا فنون گردآوری اطلاعات: برای جمع‌آوری‌ اطلاعات از چهار روش عمده می‌توان بهره برد: روش مشاهده، روش پرسش‌نامه، روش مصاحبه، و روش کتابخانهای. این روشها به معنای دقیق کلمه، فن تحقیق هستند نه “روش” تحقیق.20
4- روش تحلیل داده‌ها: پس از گردآوری اطلاعات،
نوبت به تحلیل آنها می‌رسد. روش تحلیل داده‌ها می‌تواند “کلاسیک” یا “آماری” باشد. به قول موریس دوورژه، روش کلاسیک از روش‌های نقد ادبی و نقد تاریخی مشتق شده‌اند و برای تحلیل درونی اسناد به کار می‌روند، در حالی که روش آماری و کمی به علومی مانند اقتصاد و جامعه‌شناسی و یا تحلیل کمّی متن اختصاص دارد.
5- سطح تحلیل: معمولا در پژوهشها و پایان‌نامهها از روش توصیفی ـ تحلیلی و امثال آن نام می‌برند. این معنای روش به سطح تحلیل نظر دارد. روش تحقیق به این معنا در نگاه کلی خود به دو روش توصیفی و روش هنجاری تقسیم میشود. تحقیق هنجاری به ارائه‌ی بایدها و نبایدها میپردازد.
6- روش سامان دادن پژوهش: یکی از کاربردهای روش، روش تحقیق به معنای روش سامان دادن پایان‌نامه، رساله و به‌طور کلی پژوهش است. دانشجو در درس روش تحقیق میآموزد که چگونه موضوعی انتخاب و منابع آن را گردآوری کند، و از طریق نقد و بررسی متون مربوطه راه را برای اثبات مدعای خود هموار سازد.
7- نوع نگاه به موضوع: محقق علاوه بر روش‌های گردآوری و روش تحلیل دادهها، به معنای دیگری نیز میتواند از روش پژوهش خود نام ببرد. پژوهشگر به موضوع مورد مطالعه‌ی خود میتواند با دید پدیدار‌شناسانه، ساختارگرایانه یا هرمنوتیکی و امثال آن بنگرد. در این سطح، از روش به عنوان نوع نگاه سخن میگوییم.
8- روششناسی: روش‌شناسی به عنوان دانشی درجه دوم است که از دیدگاهی بالاتر به روش‌های تحقیق به عنوان دانشی درجه اول می‌پردازد.
در عناوین قبل، به تعریف روششناسی و ارتباط آن با دیگر مفاهیم و دانش‌ها پرداختیم. در بین هشت سطح روش، برای سطح اول و دوم ، اصطلاح انگلیسی method، برای سطح سوم technique، برای سطح چهارم تا هفتم research method، و برای آخرین سطح methodology را به کار می‌برند. دراین پژوهش سعی شده تا رشته ی حقوق بین الملل در تمام این حیطه ها بررسی شود اما محور بحث همان سطح هشتم یعنی روش شناسی به عنوان دانش درجه دومی است که از دیدی بالاتر به تحقیق می نگرد.

بندچهارم ـ رابطه روش شناسی با روش تحقیق و پژوهش
درتحقیق، مبدأ و مقصدی وجود دارد . مبدأ عبارت از متن یا موضوعی است که کاری علمی برای آن صورت نگرفته و یا مسئله ای است که هنوز حل نشده است و مقصد آن عبارت از انجام کاری نو بر روی آن متن یا موضوع و یا حل آن مسئله است؛ پس تحقیق به طور کلی دو منزل و دو مرحله اساسی دارد که عبارت است از گردآوری اطلاعات و پردازش آنها .21 روش‌شناسی مربوط میشود به گزینش شیوه‌ی تحلیل و طرح پژوهش که بنیاد و چارچوب پژوهش را تشکیل میدهد. بلیکی در این‌باره توضیح میدهد:

“روش‌شناسی عبارت است از بررسی این موضوع که پژوهش را چگونه باید پیش برد و چگونه پیش میرود.
بنابراین هر چند روش‌شناسی تعیین‌کننده‌ی اصولی است که شاید راهنمای گزینش روش باشند، نباید آن را با
خود روشها و فنون پژوهش اشتباه گرفت. در واقع روش‌شناسان اغلب میان آن دو تمایز قائل میشوند و بر
گستره‌ی شکاف میان آن‌چه اصول جاافتادهی روش‌شناختی و شیوههای عملی یا اجرایی تاکید می کنند”.22 پس “روش تحقیق” ذیل “روش شناسی” قرار می گیرد و درچهارچوب آن پیش می رود . به بیان دیگرپژوهشگر در پرتو نور روش شناسی، فنون وقواعد مورد نظر تحقیق را انتخاب وبکار می بندد. روش ها وفنون تحقیق باید به روش شناسی آن علم عرضه شوند تا به خطا نروند وپژوهش را به بی راهه نبرند.
روش به معنای چگونگی راه رفتن است ؛ همچنان که در راه رفتن مبدأ و مقصد و منازلی مطرح است در تحقیق نیز چنین است .


پاسخ دهید